|
109 - بوعلى سينا به مرادش رسيد
بوعلى سينا نابغه بزرگ اسلامى و ايرانى و جهانى (شيخ الرئيس حسين بن عبدالله ، در
حدود 70 سالگى بسال 428 هجرى قمرى در همدان درگذشت و قبرش در همدان ، معروف است )
وى كه علاقه بسيار به علم و دانش داشت ، ماهها و سالها دنبال يك كتاب (در مورد
فلسفه و حكمت كه نوشته يكى از نوابغ دورانهاى گذشته مثل ارسطو بود) مى گشت ، و در
اين مورد مسافرتها نمود، و به جستجوى پى گير و وسيع پرداخت ، اما آن را پيدا نكرد.
تا يكروز روانه مسجد شد، دو ركعت نماز خواند و پس از نماز از درگاه خداى بزرگ خواست
تا آن كتاب را به وى برساند.
از مسجد بيرون آمد و به سوى منزل حركت كرد، در راه چشمش به پيره زنى افتاد كه
مقدارى اشياء كهنه و پوسيده و قديمى در زمين پهن كرده و آنها را در معرض فروش قرار
داده است ، از جمله چند كتاب كهنه قديمى ، در كنار بساط ديده مى شد.
بوعلى ، آن كتابها را وارانداز كرد، ناگهان ديد آن كتابى كه ماهها و سالها دنبالش
مى گرديد، در ميان آن كتابهاى كهنه است ، آن را برداشت و به پيره زن گفت : اين كتاب
را چند مى فروشى ؟ او گفت : اين كه قابل ندارد چند ريال بده ، بوعلى پول را داد و
كتاب را برداشت ، سپس از پيره زن پرسيد: اين اشياء را از كجا آورده اى ؟ او گفت :
فقر و تهيدستى باعث شد كه تصميم گرفتم اين آشغالها را بياورم و بفروشم و قوت
زندگانى را تامين نمايم ، و اين كتابها از جد ما كه ملا بود و در خانه مانده بود و
آورده ام بفروش برسانم .
به اين ترتيب بوعلى سينا با نماز و توجه به خدا، به سادگى به مرادش رسيد.
(403)
|